ملا محمد مومن كرمانى
94
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
همين كتاب : « جماعت افغان - بعد از آنكه شتران را در ميانه بيرون نمودند - قريب پانزده شانزده نفر را بر سر شتران متوكل ، تتمه كه پنجاه شصت نفر ديگر بودند - از راه برگرديده ، عطفهء عنان به جانب قشون عالىشان معظم اليه [ ميرزا محمد حسين بمى ؟ ] آمده ، نزديك كه رسيدند ، دو نفر را به نيزه زده - به محض اينكه دو نفر را به نيزه زده از اسب انداختند - بندگان ميرزا و سركردگان ، هيچيك تاب مقاومت نياورده ، فرار را برقرار اختيار نموده - . . . گريزان و منهزم گرديده كه خود را به قلعه برسانند - افغان همهجا در تعاقب ايشان آمده ، تا نزديكى قلعه ، قريب بيست و دو سه نفر را مقتول نموده - سلك جمعيت سپاه را از هم گسيخته ، ميمنه و مسيره را برهم ريخته ، خود را مقرون فتح و نصرت ساختند . . . » « 1 » زبانها بند مىآيد جنگ البته جنگ كوچكى بوده ، و تيپ سپاه عبارت از هشتصد و شصت نفر سوار بود كه در اين جنگ شركت داشتند ، ولى مهم آن است - كه افغانها با چند تا شتر - اين سپاه سواره را عقب نشاند . اين تاكتيك جنگى در تمام بيابانهاى بلوچستان و سيستان تا قلعه قندهار - همهجا كاربرد خود را داشته است . اميد سپاه شرق به قلعهها بود - مثل قلعه بم و راين و راور و اندوجرد و كهنوج كه پىدرپى سقوط مىكردند ، و آخر كار قلعه قندهار مانده بود - كه درة العقد قلعهها به شمار مىرفت و از قديم مردم فكر مىكردند ، و قزلباشها خصوصا - يا به تعبير پورانى « . . . بعضى اتراك برآنند كه در روز جنگ ، ارتفاع آن قلعه [ قندهار ] در نظر بيشتر از پيشتر مىنمايد - كه طلسم جمشيد است - اگرچه عقل تجويز اين نمىكند - . . . » « 2 » ولى بههرحال چشم زخمى بلوچها از فارسها و تركان قزلباش گرفته
--> ( 1 ) - ورق 80 متن . ( 2 ) - نصرتنامه ترخان ، تصحيح دكتر انصار زاهد خان ، كراچى ، ص 121 .